اميد دخترها


خانه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازديدها :: 
3785

:: بازديد امروز :: 
7

:: بازديد ديروز :: 
9

:: پيوندهاي روزانه::


:: درباره خودم ::

اميد دخترها
اميد[15]
فقط براي خواهرهاي خودم

:: اوقات شرعي ::

:: لينک به وبلاگ :: 

اميد دخترها

:: لوگوي دوستان من ::






:: اشتراک در خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي وبلاگ ::

   1   2   3   4   5      >

12/12/1385 ::  6:43 عصر



در مورد نحوه خواستگارى و رفتن پسر يا دختر،‌ اسلام هيچ گونه دستور خاصى ندارد و مانند بسيارى از امور ديگر به خود مردم واگذار شده است. استاد مطهرى مي‌گويد: «اين که از قديم الايام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آن‌ها تقاضاي همسرى مى کرده اند، از بزرگ ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. اين يکى از تدابير حکيمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غريزة مرد نياز و طلب و در غريزة زن ناز و جلوه قرار داده است. خلاف حيثيت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براى مرد قابل تحمّل است که از زنى خواستگارى کند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن ديگرى خواستگارى کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضايت خود را به همسرى با او اعلام کند اما براى زن که مي‌خواهد محبوب و معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست که مردى را به همسرى خود دعوت کند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري رود».[1]


خواستگاري هميشه از ناحية‌ جنس مذکر انجام مي‌شود. اين قاعده حتى در مورد حيوانات نيز جاري است. يعنى در خواست از جنس مخالف غالباً از ناحية مذکر آغاز مي‌شود.


دين مقدس اسلام نيز که آيين فطرت است، بر اين رويه فطرى و طبيعى صحه نهاده و بر اين مبنا و اساس است که در قرآن و سنّت در امر ازدواج، مردان مخاطب واقع گشته اند و مستقيماً به آنان دستور ازدواج و همسر گزينى داده شده و فرموده است:‌ «فانکحوا ما طاب لکم من النّساء؛ بازنان طيب و پاکيزه ازدواج کنيد».[2]


اين آيه به معناى نهى از خواستگارى زن از مرد نيست، از اين رو در صدر اسلام تقاضاى زن از مرد نيز اتفاق افتاده است. امام باقر(ع) نقل مي‌کند: زنى نزد پيامبر(ص) آمد و عرض کرد: مرا به عقد کسى در آور. حضرت رو به حضار نمود و فرمود: کسى حاضر است با اين زن ازدواج کند؟ مردى از ميان جمع برخاست و عرض کرد: من حاضرم، حضرت فرمود: چه دارى که به او بدهي؟ گفت: چيزى ندارم. پيامبر(ص) فرمود: نمى شود. زن خواستة خود را تکرار کرد. ديگر بار حضرت فرمايش خويش را تکرار نمود، باز همان مرد برخاست. سرانجام پيامبر به آن مرد فرمود: از قرآن چيزى مى داني؟ گفت: بلي. فرمود: زن را به عقد ازدواج تو در آوردم، در عوض قرآنى که به او آموزش مى دهي،‌ مهرية او خواهد بود.[3] از اين جريان بر مى آيد که خواستگار زن از مرد از نظر اسلام ممنوع و مذموم نيست ولى حرکت بر خلاف عرف و سيرة مسلمانان و قواعد مورد قبول جامعه و مقتضاى فطرت و طبيعت است.


 پي نوشت ها:


 [1] استاد مطهري،‌ نظام حقوق زن در اسلام، ص 15.


[2] نساء (4) آية‌3.


[3] وسائل الشيعه، ج 14، ص 195.


3/12/1385 ::  10:15 عصر


ديده شده که دختران ناآگاه و ضعيف النفس بيشتر به خودآرايى و خودنمايى مى پردازند و سعى دارند که ظاهرى دلفريب از خود نشان دهند و از توجه به شخصيت واقعى و باطنى خود و کمالات روحى غفلت ورزند


کسانى که به بى حجابى و بدحجابى دست مى زنند, اکثرا نمى انديشند و تعقل نمى کنند و تنها آلت دست وسوسه هاى نفسانى خود قرارمى گيرند.
بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعايت نمودن حريم بين محرم و نامحرم به او اصالت مى بخشد و او را در ديدگان همه قابل تعظيم و احترام مى گرداند.
حجاب در واقع , مصونيتى است براى دختر جوان که او را از فروريختن شخصيت , نجات مى بخشد و از طرفى پسران جوان را از خطر انحراف باز مى دارد.
در جـوامـعـى کـه بـى حـجابى را ترويج مى کنند, دختران بازيچه دست قدرتهاى استعمارگران مى شوند, بطورى که از استوارى شخصيت و تقدس وعفتى که شايسته يک دختر پاکدامن و عفيف است تهى مى شوند.


(آنچه يک جوان بايد بداند)


27/11/1385 ::  12:6 عصر



من در آمريکا چشم به جهان گشودم و در بدترين شرايط اجتماعى ، در ميان مفاسد جامعه آمريکا بزرگ شدم .
قبل از اينکه مسلمان گردم در طول مدت عمر گذشته ام (از طفوليت تا زمانى که دورادور با مسلمانان و بعد با اسلام آشنا شدم ) در آمريکا با مشکلات اجتماعى بسيار و حوادث ناگوار و قبايح و زشتى هاى تمدن غرب که برخى از آنها مخصوص آمريکاست روبرو شدم .
در اثر تماس هاى حضورى و ارتباطات بعدى با برخى از بانوان ايرانى ساکن آمريکا با اسلام آشنا شدم ...
در اين ميان با يک مهندس مسلمان ايرانى آشنا شدم که منجر به ازدواج با او گرديد، و پس از کسب اطلاعات نسبتا بيشترى در باره اسلام از او، متوجه شدم که حجاب بايد بگيرم و دلايلى که شوهرم مطرح کرد، مرا قانع نمود، بخصوص که از مردان شهوتران اين جامعه بى روح و بى محتوى و فاسد، به ستوه آمده بودم .
اين بود که حجاب را بهترين وسيله محافظت خود در برابر اين مردان يا بهتر، اين وحشيان ظاهرا متمدن ديده و با رضايت خاطر قبول کردم .
از وقتى که خواستم حجاب داشته باشم (روز بعد از ازدواج احساس ‍ کردم که قدم در مسير کمال برداشته ام ...)
در باره اثرات مفيد و مثبت حجاب و به طور کلّى پوشيده شدن بدن زن ، مخصوصا در آمريکا هر چه بنويسم ، که نوشته ام و برعکس از اثرات نامطلوب برهنه شدن زن (قسمتى يا بعضى از اعضأ برهنه باشد يا خيلى از جاهاى بدن ) در فاسد کردن مردان و فاسد شدن خودشان و بالاخره زيانهاى ناشى از عدم پوشش زن در جامعه ، هرچه بگويم که گفته ام .
اما براى اينکه شما را با روح قضايا آشنا سازم ، ترجيح مى دهم به مسائلى در اينجا بپردازم ، تا شما را سريع تر با روح مريضِ جامعه آمريکا آشنا کند، و آنگاه خودتان درباره اهميت و نقش حجاب و مراتب ضرورتش ‍ در اين جامعه عقب ماندها از انسانيت ، و رشد کرده از نظر صنعت پى ببريد:
در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردى هوا خود را پوشانده و پوشش بيشترى داشته باشند به طور طبيعى و کاملاً محسوس ، در آمريکا تجاوز به عنف نسبت به زنان کمتر مى شود، لکن در تابستان که زنان علاوه بر گرماى هوا به پيروى از مدهاى جلف و فاسد کننده ، خود نيز دنبال بهانه اى هستند تا هر چه ممکن است لباس خود را سبک نموده و به بهانه گرما اعضاى حساس بدن خود را در معرض ديد مردها قرار دهند.
تجاوز به عنف نسبت به زنان ، حتى پيرزنان نيز افزايش مى يابد، و تا آنجا پيش مى رود که در اين فصل راهبه ها نيز مورد حمله مردان جنايتکار قرار مى گيرند.
علتش آن است که زنان آمريکا با آزاد کردن اعضاء بدنشان در رفت و آمدها، بصورت عريان يا نيمه عريان ، در ميان مردان ظاهر شده و موجبات تحريک آنها را فراهم مى کنند، که در برخى اين هيجانات نامطلوب تا به سرحد جنون پيش مى رود، و منجر به تجاوز به عنف مى گردد، يعنى سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کيفيت پوشش زن رابطه مستقيم و غير قابل انکارى دارد، در حالى که يقينا در بين زنانى که خود را پوشيده اند، مخصوصا مسلمانان ، اين بيمارى فصلى يا... وجود ندارد و يا تا به اين حد جنون آميز شدت پيدا نمى کند، يعنى عملاً به آثار و نتايج وجود و عدم حجاب در زن پى برده ام ..
 


آئين بهزيستى اسلام ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، تهران ، چاپ دوم ، جلد سوم ، ص 219


   1   2   3   4   5      >